قواعد فقه

مقدمه

قواعد به دو بخش منصوص و اصطیادی تقسیم می شوند. قواعد منصوص به آن دسته از قاعده هایی که در یکی از منابع سه گانه قرآن، سنت نبوی و سنت اهل بیت(ع) وارد شده اند اطلاق می گردد و قواعد اصطیادی قاعده هایی هستند که فقها آن ها را از مجموعه هایی از روایات و یا احکام برگرفته اند.

بی گمان قواعد منصوص که از اعتباری بیشتر و وضعیتی اطمینان بخش تر برخوردار هستند نمایانگر این واقعیت هستند که قواعد قدمتی همسان با ظهور اسلام دارند و شکل گیری آن ها همزمان با تشریع احکام فقهی در اوّلین سالهای بعثت، آغاز شده است.

هر چند قواعد در اوّلین دوره پیدایش خود، به همراه احکام جزئی و به صورت ناشناخته برای مردم ارایه می شد؛ ولی در عین حال، حجم گسترده ای از متون منبع و مرجع را به خود اختصاص داد؛ تا آن جا که مهمترین منبع الهام قواعد فقهی، در همین دوران و در چارچوب قواعد فقهی «قرآن مجید» و «قواعد نبوی» به میدان آمد. بنابراین، در اوّلین روزهای ظهور اسلام، حجم گسترده ای از قواعد اما حداقل ناشناخته برای آن زمان تولید شد.

در این نوشته به بررسی قواعد نبوی که بخش مهمی از قواعد منصوص را تشکیل می دهند خواهیم پرداخت. این بررسی بیشتر جنبه ای تاریخی دارد و می کوشد به آنچه در کتابهای شیعه و سنی در این زمینه ارایه شده بپردازد. طبیعی است که پذیرش بسیاری از این قواعد، در گرو بررسی سند و یا تلقی و نوع تعامل اصحاب با آن ها می باشد. بررسی اسناد و یاتلقی اصحاب از رسالت این مقاله بیرون است و آن را به مکان مناسب خود یعنی بحث های استنباطی موکول می نماییم.

توضیح و بررسی قواعد فقهی در سنت نبوی و میزان انعکاس و تطبیق آن نزد اصحاب و اهتمام امامان(ع) به قواعد نبوی را با ذکر چند محور، دنبال می کنیم:

1 قواعد نبوی بیانگر انسجام فقه اسلامی

فقهی که انسجام ذاتی و مجموعه های به هم پیوسته ندارد، نمی تواند منظومه ای از قواعد انبوه را پدید آورد. از این رو، اگر بپذیریم که قرآن، تبیین فقه را از طریق ارایه انبوهی از قاعده ها انجام داده است؛ به ناچار باید این حقیقت را بپذیریم که فقه مورد نظر قرآن، ذاتاً منسجم و به هم پیوسته می باشد. در این صورت، آن چه از پیامبر(ص) انتظار می رود رویکرد قاعده مند در ارایه فقه است. در حقیقت، پیامبر(ص) تبیین فقه را با این رویکرد آغاز نمود و در موارد بسیاری تلاش کرد، به جای بیان احکام جزئی، موارد گوناگونی را که از نظر حکم، متحد هستند؛ با عباراتی گویا بیان کند. امامیه و اهل سنت از پیامبر(ص) روایت کرده اند که فرمود «اعطیت یا اُوتیت جوامع الکلم.»1

با توجه به این که فعالیت های پیامبر را نه می توان و نه باید در فقه خلاصه کرد؛ بلکه حتی بی آنکه تحقیقی گسترده نمود چهره اصلی فعالیت های وی را نمی توان فقهی دانست. از این رو، نباید تصور کرد که مقصود پیامبر(ص) از عنوان «جوامع الکلم» صرفاً قاعده های فقهی بوده است. کلمات پیامبر(ص) در تمام زمینه ها از ویژگی جامعیت و فراگیری برخوردار می باشد. به همین سبب، در روایات فراوان، عبارت هایی پرمعنی و فراگیر از پیامبر(ص) در موضوع اعتقادات، اخلاقیات و... به چشم می خورد.

البته باید پذیرفت که بخش مهمی از تلاش های پیامبر(ص) فقهی بوده است. در نتیجه، قسمتی از «جوامع الکلم» نیز فقهی به شمار می آید. جوامع الکلم فقهی، تعبیر دیگری از احکام فراگیر و کلّی است که موارد مختلف را مورد پوشش قرار می دهد.2

جالب این که جامعیت و فراگیری، حتی در این کلام حضرت اوتیت جوامع الکلم نیز به چشم می خورد. یعنی به صدور کلمه های جامع از پیامبر(ص) در زمینه های فقهی، اخلاقی و... نظر دارد.3

توضیح و بررسی قواعد فقهی در سنت نبوی و میزان انعکاس و تطبیق آن را نزد اصحاب، با ذکر چند محور، دنبال می کنیم:

2 ارتباط قواعد قرآن و قواعد پیامبر(ص)

قواعد قرآنی مرزهایی گسترده و دامنه هایی بزرگ دارند. این گستردگی و بزرگی، ظرفیت هایی تمام نشدنی به قواعد قرآنی بخشیده اند؛ تا با زمان همراه گردند و با ارائه راهبردهای کلان، جامعه ها را اداره نمایند. بدینسان قرآن اصولی بنیادی را ارائه می کند که نه تنها به محدودیت آفرینی در فرایند پویایی اندیشه اسلامی نمی انجامند، که فراتر از آن، زمینه هایی بزرگ را برای نقش آفرینی در دوره های متفاوت فراهم می کند.

با توجه به این نکته می توان رابطه قواعد پیامبر(ص) با قواعد قرآنی را به دست آورد. قواعد نبوی از مجموعه هایی تشکیل شده که شرح و تبیین قواعد قرآن را به عهده دارد.4 نقش شارح بودن برای قواعد قرآنی به دو صورت می باشد:

الف. قابل فهم کردن قواعد قرآنی

گاهی قواعد نبوی پرده از قاعده بودن یک عبارت و یا جمله یا آیه قرآنی بر می دارند. به این صورت که با به نظم در آوردن آن در قالب یک قاعده، نقشی فراتر از آنچه در نگاه نخست به ذهن می آید در فقه ایجاد می کنند. به بیانی دیگر پیامبر(ص) در موارد بسیاری با قراردادن محتواهایی از قرآن در قالب های بیانی باز شده تر، آن ها را به صورت ملموس تری در دسترس قرار می داد.

ب. تفکیک و تجزیه قاعده کلی قرآنی به قواعدی محدودتر

گاهی قواعد نبوی، یک قاعده کلی قرآنی را به قواعدی با قلمروهایی محدودتر تفکیک و تجزیه می نمایند. به تعبیر دیگر گاهی هر مجموعه از قواعدنبوی در دل یک قاعده قرآنی جای می گیرند.

نمونه هایی از ارتباط میان قواعد نبوی و قواعد قرآنی:

قاعده «الصلح جائز بین المسلمین إلاّ صلحاً أحلّ حراماً أو حرّم حلالاً»5 با این جملات قرآنی تناسب دارد:

«فلاجناح علیهما أن یصلحا بینهما صلحاً»6، «والصلح خیر»،7 «أن تبرّوا وتتّقوا و تصلحوا بین الناس»8 و جمله های قرآنی دیگر.

قاعده «الموءمنون عند شروطهم»9

با این جملات قرآنی متناسب است: «والموفون بعهدهم إذا عاهدوا»،10 «وأوفوا بالعهد»11 و «انّ العهد کان مسوءولاً»12

قاعده «لاحرج علی مضطر»13

با این جملات قرآنی تناسب دارد: «فمن اضطرّ غیر باغٍ و لا عادٍ فلا إثم علیه»14، «و ما جعل علیکم فی الدین من حرجٍ»15 و موارد دیگری که به توضیح اصولی پرداخته و در قرآن یافت می شود.16

3 تحلیل رویکرد پیامبر(ص) به ارایه قاعده

در تحلیل رویکرد پیامبر اسلام(ص) به قاعده سازی، حداقل دو دلیل مهم را می توان ذکر کرد:

دلیل نخست: فقه در آن زمان، اوّلین روزهای پیدایش خود را سپری می نمود. مردم با آموزه های آن آشنا نبودند و زمینه ذهنی مناسبی در مورد دستورهای اسلام نداشتند. در این شرایط، پیامبر(ص) قصد داشت به سرعت، قوانین فقه را در میان مردم رواج بدهد. کارکرد قواعد به عنوان جملاتی معمولاً کوتاه و مشخص که حجم فراوانی از مفاهیم را در خود داشت به خوبی از پس حلّ مشکل تازه مسلمانان بر می آمد، و پیامبر(ص) با ارایه قواعد توانست تعالیم فقهی خود را به سرعت در میان آنها رواج دهد. از سوی دیگر، جامعه، شدیداً به حافظه افراد و مهارت های شخصی برای حفظ روش های جدید زندگی در چارچوب اسلام(فقه) وابسته بود.

طبیعی است که پیامبر(ص) ترجیح دهد، به جای بیان بسیاری از احکام جزئی به قاعده سازی روی آورد. قواعد، ضمن آنکه بسیار کم حجم تر از احکام جزئی بودند، زبانی مشخص و راحت نیز داشتند. این ویژگی به تازه مسلمانان، امکان می داد تا به راحتی، وظیفه مهم پاسداری از نخستین میراث های فرهنگ اسلامی را به انجام رسانند؛ خصوصاً، فرصتی را که پیامبر(ص) برای ارایه تمام اجزای دین مانند، اخلاق، فقه، معارف و... در اختیار داشت کم بود، و این به نوبه خود سبب می شد تا شیوه ای بهتر را برای بهره گیری از فرصت ها جهت ارایه دین و از جمله فقه انتخاب کند.

پیامبر(ص) بیش و پیش از هر چیز تلاش کرد تا قواعد فوری و ضروری جامعه آن روز را ارایه دهد و بخشی از اندیشه جدید حقوق اسلامی را جایگزین خصلت های جاهلی نماید؛ خصلت هایی که گاهی جنبه  اجتماعی داشته و در عین حال منحط بودند. به این دلیل، قواعدی که پیامبر(ص ) ارایه می فرمود، عمدتاً به حوزه های زیر مربوط می شد یا کارکردی فعال در این حوزه ها داشت:

الف. حوزه تخاصمات:

از آن جا که جامعه جاهلی، برای تخاصم و درگیری میان مردم و ایجاد تنش در روابط اجتماعی آماده بود از این رو، بخش گسترده ای از قواعد نبوی به ارایه مباحثی اختصاص پیدا کرد که به ایجاد روش های حل مناقشات می پرداخت؛ قواعدی مانند:

«إنّما اقضی بالبینات»،17 «البینة علی المدّعی و الیمین علی المدّعی علیه»18 و امثال این ها که در زمینه کیفیت اثبات جرم و چگونگی حکم میان دو طرف دعوا، وارد شده است.

«الولد للفراش و للعاهر الحجر.»19

«والموءمن حرام کلّه عرضه و ماله و دمه.»20

«الصلح جائز بین المسلمین إلاّ صلحاً أحلّ حراماً أو حرّم حلالاً.»21

«لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام.»22

ب. حوزه مجازات:

یکی دیگر از حوزه های حساس و مهم در نخستین سال های استقرار اسلام، ارایه قواعد و مقررات مجازات بود. پیامبر(ص) بخشی از تلاش های خود را در این زمینه، تمرکز بخشید و جامعه را با الگوهای رفتاری جدیدی در حوزه مجازات آشنا ساخت؛ قواعدی مانند:

«و العمد قود و شبه العمد ما قتل بالعصا و الحجر و فیه مائة بعیر.»23

«لا کفالة فی حد.»24

«لا انکار بعد اقرار.»25

«ادرأوا الحدود بالشبهات.»26

ج. حوزه مالکیت و معاملات:

هنگامی که اسلام جایگزین جاهلیت شد؛ جامعه پراکنده و فاقد قدرت مرکزی حجاز، به دوران تازه ای پاگذاشت. دورانی که به وضوح از شکل گیری رونق سیاسی و اقتصادی خبر می داد؛ به دست آمدن غنایم و تشکیل حکومت در مدینه، نشانگر این برهه جدید است. رسوم و آداب جاهلی به هیچ وجه نمی توانست با مناسبات پیچیده این دوران مقابله کند. بخش مهمی از تلاش های پیامبر(ص) در اوّلین سال های تشکیل حکومت اسلامی صرف تبیین قوانین و قواعد معاملات و مالکیت شد. این بخش از تلاش های پیامبر(ص) در روایات فراوانی به چشم می خورد:

«علی الید ما أخذت حتّی توءدی.»27

«العاریة موءادة.»28

«الزعیم غارم.»29

«الدین مقضی.»30

«و لا یحل لمومن مال أخیه إلاّ عن طیب نفسه منه.»31

«لا وصیة لوارث.»32

«الموءمنون عند شروطهم.»33

«الصلح جائز بین المسلمین إلاّ صلحاً أحلّ حراماً أو حرّم حلالاً.»34

«المغرور یرجع إلی من غرّه.»35

«الناس مسلّطون علی أموالهم.»36

د. حوزه عبادات:

بخشی از اسلام را می توان در آینه مناسک و عبادات دید. این قسمت، مجموعه ای را در کنار قسمت های دیگر دین اسلام تشکیل داده است. به طور طبیعی پیامبر(ص) باید پس از استقرار آیین جدید، به ارایه مناسک و عبادات می پرداخت و به این نیاز علم پاسخ می داد. بخشی از تلاش های پیامبر(ص) در سال های اوّلیه، صرف ارایه قواعد در این حوزه شد.

«لیس علیک خلف الامام سهو.»37

«إنّما الاعمال بالنیات.»38

«من یزد شیئاً فی صلاته فلیسجد سجدتی السهو بعد سلامه و إن کان بنقصان سجد قبل سلامه.»39

ه. حوزه مسائل مربوط به اسلام و کفر:

از آن جا که فقه قاعده مند به صورت گسترده با زندگی و مقتضیات آن ارتباط دارد؛ قواعد نبوی نیز، شرایط روزهای اوّل شکل گیری اسلام را که برخاسته از مناسبات دوران تولد اسلام بود، نشان می دهد. بخشی از این قواعد به شیوه های برخورد با شرایط دوران انتقال از کفر به اسلام و مسائل موجود بین این دو پرداخته است؛ مانند:

«الاسلام یجبّ ما قبله.»40

«الاسلام یزید و لاینقص.»41

«الاسلام یعلو و لایعلی علیه.»42

و برخی دیگر نیز به ایجاد و جایگزینی مسائل حقوقی جدید به جای رسوم جاهلی نظر داشت که در گفتار دیگری به توضیح آن می پردازیم.

به هر حال تلاش های پیامبر(ص) در ارایه فقه، عموماً و ارایه قواعد آن، خصوصاً فضای جدیدی به وجود آورد که کاملاً با شرایط دوران جاهلی تفاوت داشت.

دلیل دوم: علاقه پیامبر اسلام(ص) به قاعده سازی را باید به خاطر مسئولیت حضرت به عنوان آخرین پیامبر(ص) در قبال آیندگان دانست. قواعد، دو گونه کاربرد دارند و در دو سطح تاریخ و زمان صدور خود می توانند نقشی پاسخگو ارایه کنند. گاهی بسیاری از قواعد، در ابتدا بیانگر حکم یک یا دو مورد جزئی در زمان خود بوده اند و در پاسخ به نیاز فوری و اضطراری، ارایه و تبیین شده اند؛ ولی گذشت زمان، مفهوم گسترده تر آنها را ظاهر ساخته است، و پس از گذشت چندین سال، نقش فراگیر آنها در پاسخ به رخدادهای جدید و غنابخشی به فقه، آشکار شده است. در واقع پیامبر(ص) با این رویکرد از یک سو به معضلات عینی عصر خود پاسخ می گفت و از سوی دیگر، راه های جدیدی را به آیندگان نشان می داد. تمسک امامان(ع) به سخنان پیامبر(ص) و ارایه برداشت هایی قاعده مند از روایات نبوی که تا آن زمان تفسیر جزئی از آنها می شد بعدها و در جای مناسب به این تمسک ها اشاره خواهیم کرد شاهد این مدعاست.

با این حال آنچه پیامبر(ص) ارایه فرمود، تمام فقه نبود. بخش مهمی از قواعد فقهی را که بیشتر به آینده مربوط می شد نیز به امام علی(ع) و طبعاً به اهل بیت(ع) سپرد که در جای خود و هنگام بیان تحولات قرن دوم توضیح خواهیم داد.

4 فهرستی از قواعد نبوی

با بررسی روایات نبوی، به قاعده های فقهی بسیاری بر می خوریم. فراوانی این قاعده ها، برداشت ما را از گفتار پیامبر(ص) جوامع الکلم فقهی تأیید می کند.

بیان انبوه قواعد فقهی توسط پیامبر(ص) نشانگر عنایت حضرت به پاسخگویی در موارد جزئی و رفع نیازهای فراگیر فقه از طریق کلّی گویی است. بعضی از این قواعد، عبارتند از:

1 «و لا یحلّ لموءمن مال أخیه إلاّ عن طیب نفسه منه.»43

2 «لاوصیة لوارث.»44

3 «کلّ ذی ناب من السباع و مخلب من الطیر حرام.»45

4 «إنّما الاعمال بالنیات.»46

5 «یحرم من الرضاع ما یحرم من النسب.»47

6 «کلّ شرط خالف کتاب اللّه فهو ردّ.»48

7 «حکمی علی الواحد حکمی علی الجماعة.»49

8 «کلّ مسکر حرام.»50

9 «کلّ محدثة بدعة و کلّ بدعة ضلالة.»51

10 «مطل الغنی ظلم.»52

11 «هدیة العمّال غلول.»53

12 «رفع القلم عن ثلاثة: عن الصبی حتّی یحتلم و عن النائم حتّی ینتبه و عن المجنون حتّی یفیق.»54

13 «السلطان ولی من لا ولیّ له.»55

14 «الخراج بالضمان.»56

15 «لیس لعرق ظالم حق.»57

16 «من أحیا أرضاً میتاً فهی له.»58

17 «من قاتل لتکون کلمة اللّه هی العلیا فهو فی سبیل اللّه.»59

18 «ذکاة الجنین ذکاة أمّه.»60

19 «الاحسان إلی نسائکم.»61

20 «العجماء جبار.»62

21 «فی الرکاز الخمس.»63

22 «الاسلام یعلو و لایعلی علیه.»

23 الناس مسلّطون علی أموالهم.»

24 «البینة علی المدّعی و الیمین علی المدّعی علیه.»

25 «إدرأوا الحدود بالشبهات.»

26 «الصلح جائز بین المسلمین إلاّ صلحاً أحل حراماً أو حرّم حلالاً.»

27 «الموءمنون عند شروطهم.»

28 «المغرور یرجع إلی من غرّه.»

29 «کلّ مبیع تلف قبل قبضه فهو من مال بائعه.»

30 «لیس علیک خلف الامام سهو.»

31 «لاضرر و لاضرار فی الاسلام.»

32 «الموءمن حرام کلّه عرضه و ماله و دمه.»

33 «لا کفالة فی حد.»

34 «الولد للفراش و للعاهر الحجر.»

35 «علی الید ما اخذت حتّی توءدی.»

36 «العاریة موءادة.»

37 «الزعیم غارم.»

38 «الدّین مقضی.»

39 «الاسلام یجبّ ما قبله.»

40 «العمد قود.»

41 «شبه العمد ما قتل بالعصا و الحجر و فیه مائة بعیر.»

42 «الاسلام یزید و لاینقص.»

43 «إقرار العقلاء علی أنفسهم جائز.»

5. تطبیق قواعد نبوی، توسط اصحاب

در این مرحله قواعد گر چه توسط قرآن و پیامبر(ص) بیان شد، ولی از آنجا که بی نام و نشان در مجموعه احکام به محیط جامعه پا نهاد و ادبیات فنّی، علمی و آموزشی نداشت، اصحاب، قادر به تطبیق آگاهانه آن نبودند. البته، برخی از مردم به خاطر قابلیت های ذهنی خود و بدون آگاهی از کاربردهای قواعد در سطحی محدود، به تطبیق آن اقدام می کردند.

شاید در نخستین نگاه، تصور شود که قواعد ناشناخته، توانایی لازم را در فقه ندارند. ولی حقیقت این است که کلّیت، شمولیت و مصداق پذیر بودن قاعده، سبب شده بود که قواعد در عین ناشناختگی، بخشی از کارکردهای خود را که مستقیماً با آگاهی به قواعد، ارتباط ندارد در نظر مسلمانان آن روز ثابت کند. زیرا تطبیق پذیر بودن قاعده، چنان اثر دارد که با آگاهی ابتدایی نیز می توان کارکردهای قاعده و حوزه نفوذ آن را دریافت. از این رو، بررسی ذهنیت فقهی اصحاب پیامبر(ص) در تاریخ قواعد، اهمیت دارد.

نمونه هایی وجود دارد که از تطبیق بعضی قواعد در زندگی مسلمانان آن روز حکایت می کند. بی تردید اگر ارائه قواعد، با رشد دانش در جامعه صدر اسلام همراه می شد، نقش قواعد در زندگی مسلمانان، افزون می گشت و عملاً با زندگی فقهی مسلمانان پیوند می خورد. به چند نمونه از تطبیق قواعد نبوی، توسط اصحاب اشاره می کنیم:

الف ام سلمه در داستانی که در کتب معتبر روایی نقل شده، نمونه ای از تطبیق پذیری قواعد را انجام داده است:

در جریان فتح مکه عبداللّه ابی امیّه(برادر امّ سلمه) نزد پیامبر(ص) آمد و به حضرت سلام کرد. پیامبر(ص) پاسخش را نداد و از او روی برگرداند. عبداللّه نزد خواهرش امّ سلمه رفت و گفت: رسول خدا(ص) اسلام همه مردم را قبول می کند اما اسلام من را نمی پذیرد. هنگامی که رسول خدا(ص) نزد ام سلمه آمد، وی به حضرت گفت: پدر و مادرم فدایت ای رسول خدا، همه مردم قریش و عرب به واسطه شما سعادتمند شدند به جز برادرم. شما اسلام او را نپذیرفتید. حضرت فرمود: ای ام سلمه، برادرت، مرا چنان تکذیب کرده که هیچ کس تا به حال انجام نداده است. سپس به آیه ای64 که در مورد تکذیب وی نازل شده اشاره نمود.

امّ سلمه پاسخ داد مگر شما نفرمودید: «الاسلام یجبّ ما قبله». پیامبر(ص) استدلال او را پذیرفت.

ب. عایشه می گوید:

«افلح» می خواست به دیدار من بیاید ولی به او اجازه ندادم. افلح گفت: آیا خودت را از من پنهان می کنی؟ در حالی که من عمویت هستم. به او گفتم: به چه دلیل؟ وی جواب داد: برادرم به تو شیر داده است. گفتم باید از رسول خدا(ص)سوءال کنم. حضرت در پاسخ فرمود: افلح راست می گوید؛ به او اجازه بده.65

ج. ابوالاسود نقل می کند:

وقتی معاذ در یمن بود، مردم نزد او جمع شدند و گفتند: مردی یهودی مرده و برادری مسلمان دارد. معاذ گفت: از پیامبر(ص) شنیدم که فرمود: «إنّ الاسلام یزید و لاینقص.»

در نتیجه، آن مسلمان، از برادر یهودیش ارث برد.66

خلاصه این که قواعد فقهی، به رغم آن که تحت این عنوان ارایه نمی شدند و تنها به صورت احکامی پراکنده در میان فقه مطرح می شدند؛ با این حال توانستند ویژگی تطبیق پذیری خود را در فرایند فتوا و برخورد با موضوعات بر جای بگذارند. به این معنی، اصحاب بدون آن که بدانند قاعده فقهی چیست و بدون آگاهی از این واقعیت که مجموعه ای از احکام، نسبت به مجموعه دیگر حالت قاعده ای دارند؛ به صورت ناخودآگاه، قواعد را بر رخدادها تطبیق می دادند. این وضعیت، بیش از آن که مهارتهای فقهی اصحاب را ثابت کند، نشانگر ویژگی تطبیق پذیری قواعد است، و این که تطبیق پذیر بودن قاعده حتی در صورت ناآگاهی از کارکرد آن، مصداق دارد.

6. امامان(ع) و ترویج قواعد نبوی

انعکاس قواعد نبوی در کلام امامان(ع) آهنگی جدی و برجسته داشته است.

نگاهی به روایات امامان، بیانگر این است که آنان می کوشیدند قواعد نبوی را بیشتر مطرح نمایند. به نمونه هایی از این روایات توجه فرمایید: امام باقر(ع) فرمود:

إنّ رسول اللّه(ص) قال: و لاضرر و لاضرار.67

امام صادق(ع) فرمود:

قال رسول اللّه: ولا کفالة فی حد.68

امام صادق(ع) فرمود:

قال رسول اللّه: و لاتشفع فی حد.69

از این جا می توان به اهمیت قواعد نبوی در کلمات امامان(ع) پی برد که آنان در موارد بسیاری برای اثبات احکام موضوعات به قواعد حضرت، استناد می کردند. در این رابطه به نمونه های ذیل توجه فرمایید:

تمسک امام(ع) به قاعده «الولد للفراش و للعاهر الحجر» برای اثبات احکامی از قبیل:

الف. لزوم صبر برای مردی که با زنی ازدواج نموده است و آن زن ادعای حمل می کند ولی نسبت به آن، مطمئن نیست.70

ب. فرزند مورد اختلاف میان دو نفر که با جاریه در یک طهر مجامعت داشته اند، به فردی تعلق دارد که جاریه در نزد اوست.71

تمسک امام(ع) به قاعده «الموءمنون عند شروطهم » در زمینه سکنی وعمری.72

تمسک امام(ع) به قاعده «کلّ ذی ناب من السباع و مخلب من الطیر حرام» برای اثبات جایز بودن نماز با لباسی که از پوست سنجاب تهیه شده است.73

و موارد دیگر.

1. من لایحضره الفقیه، ج1، ص241؛ وسائل الشیعة، ج3، ص251 و صحیح مسلم، ج2، ص642.

2. یکی از نویسندگان اهل سنت نیز همین نظر را دارد. او می گوید: «... جوامع الکلم و من هذه الاحادیث احادیث فی الاحکام تعدّ اصولاً و قواعد جامعة...»(تاریخ الفقه اسلامی، ص37)

3. در این روایت، برخی جوامع الکلم را به قرآن و بسیاری نیز به کلمات خود پیامبر(ص) حمل کرده اند. به نظر می آید که دیدگاه دوم، صحیح باشد. زیرا واژه جمع و جامع را که بعدها در بیان تحولات قرن دوم خواهد آمد برخی از امامان(ع) به منظور توصیف کارکرد قواعد به کار برده اند.

4. وانزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم(نحل: 44)

5. مستدرک الوسائل، ج13، ص443 و سنن ابن ماجه، ج2، ص788.

6. نساء4: 128.

7. همان.

8. بقره2: 224.

9. تهذیب الاحکام، ج7، ص371 و مغنی ابن قدامه، ج4، ص384.

10. بقره2: 177.

11. اسراء17: 34.

12. همان.

13. بحارالانوار، ج21، ص376.

14. بقره 2: 173.

15. حج22: 78.

16. پیامبر(ص) در عین حال که قواعد خود را از آیات قرآن می گرفت و به این دلیل، قواعد نبوی، شرح قرآن به حساب می آید معمولاً آن ها را مستقل از قرآن و بدون استناد به آن بیان می کرد. در توضیح این موضوع باید گفت: از آن جا که پیامبر(ص) بنیانگذار اصلی روش هایی است که دین اسلام بر آنها استوار شده است؛ رفتار او باید فراتر از تأثیر بر اطرافیان و روابط پیرامونی باشد. به عبارتی، پیامبر(ص) چون می دانست که همه رفتارهایش در آینده مورد توجه قرار خواهد گرفت از این روی، رفتارهای حضرت کاملاً دقیق بود. نشانه های این دقت عمل، بسیار روشن است. یکی از این موارد در روش و شیوه استناد به قرآن می باشد. ایشان بر خلاف معصومین(ع) که اغلب به قرآن استناد و از قواعد قرآنی، بسیار استفاده می کردند، معمولاً قواعد خود را مستقل از قرآن بیان می فرمود.

این حقیقت با بررسی مواردی که پیامبر(ص) به ارایه احکام که تبیین قواعد، بخش عظیمی از آن به شمار می رود پرداخته، آشکار می شود. در تحلیل این رفتار باید به شرایطی اشاره کرد که پیامبر(ص) در آن می زیست. پیامبر(ص) علاوه بر معرفی قرآن، وظیفه سنگین تأسیس سنت را نیز بر عهده داشت. سنتی که قرار بود به دنبال قرآن، همیشه در اندیشه اسلامی باقی بماند. در شرایط مذکور، برای تشکیل این نهاد فکری، ارایه بخش هایی که مانند قرآن نبودند، ولی نقش فقهی داشتند از اهمیت برخوردار بود. پیامبر(ص) با این کار، سنت را به عنوان یک منبع تشریع در میان تازه مسلمانان، معرفی و به نهادینه ساختن آن کمک می کرد.

این مطلب را هنگامی می توان بهتر درک کرد که به شرایط صدر اسلام، نگاهی بیندازیم. توصیف هایی که از پیامبر(ص) در دوران شکل گیری اسلام به جای مانده است نوعی همانندی را میان شخصیت فقهی پیامبر(ص) با قرآن نشان می دهد. در واقع، اعراب تازه مسلمان که تحت تأثیر جلوه های ربانی و اعجازآمیز قرآن قرار گرفته بودند، اوّلین ویژگی که از پیامبر(ص) به یاد می آوردند، قرآن بود. اگر چه این نشانگر توان بالای کتاب خداوند در جذب کفار به سمت اسلام می باشد، ولی به تنهایی و در دراز مدت نمی توانست نقش دیگر پیامبر(ص) را که همچون قرآن دارای اهمیتی فوق العاده است برای مردم ظاهر سازد. این نقش، همان سنت سازی و به تعبیر دیگر منشأ سنت بودن پیامبر(ص) محسوب می شود. به عبارتی، سنت در عین حال که با روش های مختلف، وظیفه تبیین قرآن را برعهده داشته است؛ ولی میراث بر جای مانده از سنت نشان می دهد که این نهاد فکری اسلامی، مانند یک مترجم ساده عمل نمی کند، بلکه مستقلاً و بدون قرار گرفتن در حاشیه قرآن، اندیشه هایی را ارایه می کند که گاهی فهمیدن ارتباط آنها با قرآن به سادگی میسر نیست.

بنابراین، پیامبر(ص) باید نقش سنت ساز خود را نیز در میان اعراب تازه مسلمان، باز گو می کرد. برای رسیدن به این هدف مهم، آنچه اهمیت داشت از بین بردن ذهنیتی بود که پیامبر(ص) را وابسته و غیر مستقل از قرآن می دانست. به همین سبب، پیامبر(ص) باید مستقل از قرآن به ارایه گزاره ها و قواعدی می پرداخت که به روشنی، گویای یک دستور دینی بود. این امر می توانست مردم آن زمان را آگاه سازد که علاوه بر قرآن، میراث دیگری نیز به نام «سنت» از پیامبر(ص) بر جای خواهد ماند.

اگر امروزه با میراثی استوار و تردید ناپذیر به نام «سنت» روبه رو هستیم، به لحاظ استواری فعلی آن، نمی توانیم شرایط شکل گیری آن را نیز ترسیم کنیم. سنت استوار فعلی، محصول تلاشی است که پیامبر(ص) به این منظور انجام داد. قرآن نیز به استقلال سنت و نقش پر اهمیت آن اشاره می کند و با قرار دادن اطاعت از رسول(ص) در کنار اطاعت از خداوند، نقش انکار ناپذیر سنت را به تازه مسلمانان، یادآوری می کند.

17. اصول کافی، ج7، ص414.

18. وسائل الشیعه، ج18، ص443، سنن ابن ماجه، ج2، ص778.

19. بجنوردی، القواعد الفقهیّة، ج4، ص21.

20. تحف العقول، ص56

21. مستدرک الوسائل، ج13، ص443، سنن ابن ماجه، ج2، ص778.

22. وسائل الشیعه، ج26، ص14، موّطأ، ج2، ص745.

23. تحف العقول، ص56.

24. تهذیب الاحکام، ج 10، ص142.

25. مستدرک الوسائل، ج16، ص31.

26. وسائل الشیعه، ج18، ص336.

27. سنن ترمذی، ج3، ص566 و مسند احمدبن حنبل، ج5، ص13.

28. عوالی اللئالی، ج3، ص252.

29. سنن ترمذی، ج3، ص565 و عوالی اللئالی، ج1، ص 310.

30. همان، ج 7، ص162.

31. تحف العقول، ص 33.

32. عوالی اللئالی، ج2، ص 115.

33. تهذیب الاحکام، ج7، ص371 و مغنی ابن قدامه، ج4، ص384.

34. مستدرک الوسائل، ج13، ص443 و سنن ابن ماجه، ج2، ص788.

35. نهایه ابن اثیر، ج3، ص 356.

36. سنن دار قطنی، ج3، ص26 و عوالی اللئالی، ج1، ص222.

37. سنن دارقطنی، ج1، ص377.

38.تهذیب الأحکام، ج1، ص83 و صحیح بخاری، ج1، ص3.

39. مبسوط شیخ، ج1، ص125.

40. مسند احمد بن حنبل، ج4، ص199 و مستدرک الوسائل، ج7، ص448.

41. وسائل الشیعه، ج26، ص14.

42. من لایحضره الفقیه، ج4، ص243.

43. تحف العقول، ص33.

44. عوالی اللئالی، ج1، ص310.

45. تهذیب الاحکام، ج9، ص45، من لایحضره الفقیه، ج3، ص322، سنن دارمی، ج2، ص85.

46. تهذیب، ج1، ص83 و صحیح بخاری، ج1، ص3.

47. تهذیب الاحکام، ج 8، ص244.

48. مستدرک الوسائل، ج13، ص300.

49. سنن ترمذی، ج4، ص151 152 و بحار الانوار، ج2، ص272.

50. صحیح مسلم، کتاب الاشربة، ج3، ح1586.

51. سنن ابی داود، کتاب السنة، باب فی لزوم السنة، ج2، ص506.

52. تحف العقول، ص276 و سنن دارمی، ج2، ص261.

53. مبسوط شیخ، ج8، ص163. در روایت دیگری با این لفظ آمده است: هدیة الامراء غلول، وسائل الشیعه، ج18، ص163.

54. خصال صدوق، ص94 و سنن ابی داود، ج4، ص141.

55. وسائل الشیعه، ج14، ص212 و کنز العمال، ج 8، ح4003.

56.جامع الاصول، ج1، ص597 و مستدرک الوسائل، ج13، ص302.

57. صحیح بخاری، ج2، ص823.

58. وسائل الشیعه، ج17، باب 1، ح5.

59. صحیح بخاری، ج1، ح43.

60. تحف العقول، ص420 و عوالی اللئالی، ج1، ص116.

61. مستدرک الوسائل، ج6، ص157.

62. وسائل، ج 29، ص271.

63. همان.

64. لن نوءمن لک حتّی تفجر لنا من الارض ینبوئاً، اسراء 17: 90.

65. صحیح بخاری، ج3، ص148.

66. وسائل الشیعه، ج26، ص14، چاپ آل البیت و المصنّف، ج7، ص384.

67. همان، ج18، ص33.

68. همان، ج28، ص44.

69. همان، ص43.

70. همان، ج21، ص169و174.

71. همان، ج19، ص 218.

72. همان.

73. تهذیب الاحکام، ج2، ص204.

اقدام پژوهی هفدهمین برنامه معلم پژوهنده

آشنايي با مراحل اقدام پژوهي يا پژوهش در عمل و ويژگيهاي هر مرحله

پژوهش در عمل يا اقدام پژوهي در واقع نوعي از تحقيق مي باشد كه توسط خود فرد درگير در يك مسئله براي حل و يا كاهش مشكل انجام مي گيرد. در اقدام پژوهي موضوع هاي تحقيق همگي ملموس و عيني و مربوط به فعاليت هاي روز مره مي باشد و هدف آن بهسازي امور و اثر بخشي كردن آن است.

مراحل اقدام پژوهي مراحلي دوري يا حلزوني مي باشد و از اين رو آن را چرخه پژوهش نيز ناميده اند و با توجه به اينكه روشي منظم و هدفمند مي باشد لازم است براي آن مراحلي را در نظر گرفت كه به طور خلاصه به اين شرح است:

 1- مشخص كردن موضوع و عنوان پژوهش: نخستين گام در هر پژوهش تعيين موضوع مي باشد موضوعي كه انتخاب مي كنيد يا معمولاً مورد علاقه شما مي باشد،يا مربوط به مسئله اي است كه در حين كار براي شما پيش آمده است و مي خواهيد آن را بر طرف كنيد. با اين حال موضوع بايد داراي اين ويژگيها باشد: الف: مورد علاقه شما باشد ب: پژوهش پذير باشد ج: داراي اهميت باشد. د: در توان پژوهشگر باشد ه: منابع اطلاعاتي كافي در اختيار باشد.

 2- توصيف وضعيت موجود و تشخيص مسئله: مطلب بسيار مهم در خصوص پژوهش در عمل دربارة وضعيتي است كه در آن قرار داريم يعني «اينجا و اكنون»

پس از بررسي وضعيت موجود لازم است رخدادهاي عمدة آن را به صورت منطقي تنظيم نمائيد و گزارش بايد تلاش كنيد تا وضعيت مورد مطالعه به روشني توضيح داده شد و به طوري كه خواننده بتواند از وضعيت مورد نظر تصوير واقعي و بدون ابهام و پرسش به دست آورد.

 3- گردآوري اطلاعات (شواهد) نوع اول: براي اينكه تصوير روشني از وضع موجود داشته باشيم لازم است داده ها يا اطلاعات لازم را در اين باره جمع آوري كنيم و داده ها را طبقه بندي نمائيم و داده هاي ضروري را از غير ضروري جدا كنيم و در اين مرحله نيز هدف شما عملي و كاربردي است و نه صرفا نظري. گردآوري اطلاعات در اغلب موارد از چهار روش مصاحبه،مشاهده پرسشنامه و اسناد و ارقام حاصل مي شود. كه استفاده از نوع روش در اقدام پژوهي بستگي به موضوع و هدف پژوهش مورد نظر دارد و بهتر است تلاش كنيد كه براي كسب اطلاعات از روشهاي متعددي استفاده كنيد. هدف از گردآوري اطلاعات هم مشخص نمودن وضع موجود به كمك داده ها و شواهد و انتخاب يك راه موقت مي باشد.

 4- تجزيه تحليل و تفسير داده ها: پس از جمع آوري اطلاعات و شواهد بايد به كمك آن تصوير به ثبت روشن و گويايي از وضعيت موجود داده شد در تجزيه تحليل و تفسير داده ها مفاهيم زير را بايد مورد تجزيه تحليل قرار داد: مشكل اصلي ريشه هاي اصلي آن عوامل مربوط به ريشه و پيش زمينه ها،نتايج و عواقب منفي آن و نتايج مهم ديگر

5- انتخاب راه جديد به صورت موقت: در اين مرحله بايد تلاش كرد به كمك اطلاعات تفسير شده نخست چند راه اوليه مناسب را در نظر بگيريد. و به راه حل هايي بينديشيد كه عملي باشد و آن راه را به طور عملي اجرا مي كنيد.

 6- اجراي طرح جديد و نظارت بر آن: پس از اين كه راه جديد كاملاً طراحي و آماده شد آن را به اجرا بگذاريد و در مرحله اجرا سه ركن اساسي مشاهده،انديشه و عمل را در نظر داشته باشيد.

 7- گردآوري اطلاعات و شواهد نوع دوم: براي اين كه دربارة عمل با تغيير جديد داوري كنيد نياز به شواهد داريد كه اين شواهد بايد مبتني بر اطلاعات منظم و منطقي باشد. پس لازم است بعد از اجراي طرح شواهدي را جمع آوري كنيد تا بدان وسيله بتوانيد ادعاي خود را اثبات نماييد .

 8- ارزشيابي تأثير اقدام جديد و تعيين اعتبار آن: بايد در اين مرحله داده هاي جمع آوري شده را حل مرحله سوم تفسير و تحليل نمود. و با پرسش هايي بگوئيد تا نتيجه اقدام جديد را به كمك شواهد منطقي ارزيابي نماييد اگر نتيجه مثبت باشد اين اقدام را به عنوان يك راه جديد ادامه دهيد و در غير اينصورت به راه حل هاي ديگر بينديشيد و راه ديگري را پيدا كنيد.

 9- تجديد نظر و دادن گزارش نهايي و اطلاع رساني: پس از اعتبار يابي و اعتبار بخشي كار خود اصلاحات لازم و نهايي را در عمل پيشنهادي انجام داده و به عنوان سندي عملي آن را آماده نماييد و بر اساس مراحل تحقيق تدوين و منظم نماييد و گزارش نماييد.

 تعیین عنوان يا موضوع پژوهش :

 در اقدام پژوهشی ، پژوهشگر به طور اتفاقی با مشکل برخورد می کند ، مثلاً در حین تدریس درس آمارو مدلسازی، معلم دانش آموزان  کلاس را متفاوت با کلاس های هم سطح دیگر می بیند . پس از چند جلسه به این موضوع اطمینان پیدا می کند و چنین شخصی با عنوان و وضعیت درس آمار دانش آموزان یک کلاس برخورد کرده است . مساله ای که یک اقدام پژوه با آن برخورد می کند .مربوط به حوزه ی  کاری اوست . در آموزش و پرورش مسائلی ممکن است توجه اقدام پژوهان را به خود جلب کند و آن ها پس از برخورد با مساله به آن بپردازند .

 ویژگی های عنوان یک اقدام پژوهی :

 1- عنوان باید متضمن مساله اصلی پژوهش باشد .برای یک کار اقدام پژوهی عنوان زیر انتخاب شده است:

« بهبود روش تدریس درس آمار در سال دوم دبیرستان » در صورتی که مساله ی اقدام پژوه ، ضعف یادگیری دانش آموزان یک کلاس در درس آمار بود و او با اتخاذ یک روش تدریس جدید و خلاق ، توانسته ، یادگیری دانش آموزان را بهبود بخشد . بنابراین عنوانی که در بر گیرنده  مساله تحقیق است « افزایش توان یادگیری دانش آموزان در درس آمار » است .

2- عنوان باید بدون ابهام باشد .

پژوهشگری مساله اش ضعف دانش آموزان یک کلاس در درس آمار پایه دوم دبیرستان بوده که با تلاش فراوان موفق شده بود سطح یادگیری آن ها را در حد چشم گیری افزایش دهد . عنوان مناسبی که سزاوار این فعالیت علمی است می تواند چنین باشد :« تقویت یادگیری دانش آموزان یک کلاس پایه دوم دبیرستان در درس آمار با استفاده از روش ...» ولی در عنوان محقق ، نه هدف از مسیر اصلی روشن است و نه زمینه ی تغییر (تغییر چه چیز ؟) و یا عنوان بررسی سطح اعتقادات دانش آموزان یک کلاس از شفافیت و رسایی لازم برخوردار نیست .

3- عنوان باید از چارچوب محیط کاری محقق سرچشمه بگیرد .

· افزایش اعتماد دانش آموزان در جلسه ی امتحان

· افزایش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان 

· بررسی بین جو سازمانی و سبک مدیریت 

عنوان های فوق با فرض معلم بودن پژوهشگر به صورت زیر اصلاح می شود . 

· « افزایش اعتماد به نفس دانش آموزان دختر کلاس پنجم دبستان شهید راحمی شهرستان اسدآباد »

· « افزایش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در کلاس چهارم ابتدایی دبستان مهدیه شهرستان اسدآباد» 

· « رابطه بین جو سازمانی و سبک مدیریت دبیرستان دخترانه اندیشه شهرستان اسدآباد »

 4-عنوان باید تغییر وضع نامطلوب را در جهت بهبودی وارتقاء نشان دهد .

· در اقدام پژوهشی تبدیل وضع موجود به وضع مطلوب در عنوان باید نشان داده شود . واژه های زیر تبدیل

وضع موجود به وضع مطلوب را نشان می دهد وبهتر است عنوان با این کلمات آورده شود .

تقویت ،کاهش ،تغییر ، اصلاح ،ایجاد ، حل رفع ، تبدیل ، بهبود ، راهکار عملی، به مثال های زیر توجه کنید :

ý روش یادگیری مبحث واریانس در درس آمار پایه دوم رشته ریاضی دبیرستان

ý ناسازگاری یک دانش آموز 

ý تشویق و ترغیب دانش آموزان یک مدرسه برای شرکت در مسابقات کتاب خوانی 

هیچ یک از عنوان های بالا تغییر را نشان نمی دهد . اصلاح موارد فوق به قرار زیر است :

ý افزایش یادگیر ی مبحث واریانس توسط دانش آموزان پایه دوم رشته ریاضی دبیرستان به روش مشارکتی

ý افزایش تشویق و رغبت دانش آموزان دبستان بعثت به شرکت در مسابقه ی کتاب خوانی 

ý راهکارهای عملی مناسب برای رفع ناسازگاری یک دانش آموز 

4- عنوان باید با مساله هم پوشی داشته باشد .

اگر پژوهشگری برای حل مشکل رفتاری یک دانش آموز تلاش کرده باشد عنوان زیر با مساله ای که محقق دنبال کرده هم پوشی ندارد :

« حل مشکل رفتاری دانش آموزان » اصلاح شده آن به شکل زیر است :

« حل مشکل رفتاری یک دانش آموزپایه دوم ابتدایی»

یا اگر محقق برای افزایش انگیزه دانش آموزان یک کلاس تلاش کرده باشد عنوان زیر با مساله پژوهشگر هم پوشی ندارد .

« افزایش انگیزه دانش آموزان » که آن را به صورت افزایش انگیزه دانش آموزان یک کلاس پایه دوم متوسطه رشته ریاضی در درس آمار و مدلسازی » می توان اصلاح کرد :

بیان مساله :

 

منظور از بیان مساله این است که مشکل به خوبی شناسایی شود و ابعاد و جنبه های آن از زوایا ی بیشتری مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد . توصیف وضع موجود و پرداختن به اهمیت وضرورت عنوان جزیی از بیان مساله است که در واقع ساختار اصلی و استخوان بندی فرآیند یک فعالیت است . از : الف) توصیف وضع موجود                      ب) اجرای راه حل و نتیجه                ج) توصیف وضع مطلوب

 توصیف وضع موجود

 بخش اصلی بیان مساله را توصیف وضع موجود تشکیل می دهد . در توصیف وضع نامطلوب کمبودها، ضعف ها،

نارسایی ها ،کاستی ها ، عیب ها و نقص ها و مخصوصاً عواملی که لازم است تغییر یابد از زوایا وابعاد گوناگون مورد بحث وبررسی قرار داده می شود . « اقدام پژوه کسی است که برای تغییر وضعیت موجود وضعیتی که در بیان مساله شرح داده شده است در جهت بهبود تلاش می کند . این وضعیت ممکن است در مقایسه با شرایط هم سطح و مشابه کار اقدام پژوه ، وضع نامطلوبی باشد ، مانند ناسازگاری یا گوشه گیری یک دانش آموز یا ضعف درسی دانش آموزان یک کلاس و در مقایسه با سایر کلاس ها یا ضعف بهره وری بخشی از اداره در مقایسه با سایر بخش ها ... » ممکن است وضعیت مورد نظر ، در مقایسه با الگوی مطلوب وبهتری که در ذهن اقدام پژوه وجود دارد وضعیت مطلوبی نبوده امّا در مقایسه با شرایط هم سطح مشابه کار اقدام پژوه وضعیت مشابهی داشته باشد مانند مدرسه ای که از نظر درسی مشابه مدرسه های دیگر است امّا اقدام پژوه با طرح های ابتکاری بنا دارد آن را ارتقاء بخشیده و به وضعیت بهتری تبدیل کند .

در زیر نمونه هایی از توصیف وضعیت موجود آورده شده است : نمونه 1:

مساله تحقیق :« بی علاقگی دانش آموزان سال سوم رشته انسانی در درس فلسفه و منطق »

عنوان تحقیق :« افزایش میزان علاقه مندی دانش آموزان یک کلاس (سوم متوسطه ) به درس فلسفه و منطق»

برخورد با مساله (تشخیص مساله) و توضیح وضع موجود .

به عنوان دبیر فلسفه سعی می کردم درس فلسفه و منطق را به صورت جزوه خلاصه کرده و دانش آموزان را وادار کنم تا آن را بنویسند ، ولی احساس می کردم که آن ها علاقه ای به این درس نشان نمی دهند . تا این که روزی دانش آموزان در حال نوشتن جزوه بودند که متوجه شدم ، آن ها به لحاظ جسمی و روحی خسته می شوند و بی علاقگی از نگاه آنها خوانده می شد . از آن جا که درس فلسفه و منطق دارای واژه ها ی نامأنوسی است دانش آموزان گاه گاه در نوشتن آن ها دچار اشتباه می شوند . تمام انرژی دانش آموزان صرف نوشتن می شد و فرصت برای بحث و تفکر و طرح سوال باقی نمی ماند . فضای کلاس ، خشک و بی روح بود و هیچ رغبت و انگیزه ای از جانب دانش آموزان مشاهده نمی شد . و... )

نمونه 2 :

مساله تحقیق :« ضعف یاد گیری دانش آموزان یک کلاس اول راهنمایی در درس زبان انگلیسی »

عنوان :« ارتقای یادگیری دانش آموزان یک کلاس اول راهنمایی در درس زبان انگلیسی»

برخورد با مساله (تشخیص مساله )

امروزه با توجه به گسترش وسایل ارتباطی از قبیل شبکه جهانی اینترنت و غیره برای دستیابی به دانش نوین و سازگاری با محیط و جامعه ای که دائم در حال تغییر است یادگیری زبان انگلیسی به صورت یک ضرورت در آمده است . هر چه سطح تحصیلات دانش آموزان و دانش جویان بالا می رود نیاز به آموزش زبان محسوس تر می شود زبان انگلیسی در تمام رشته های تحصیلی تنیده شده . دانش آموز در هر رشته ای که بخواهد ادامه ی تحصیل بدهد ناگزیر از یادگیری زبان است . افت تحصیلی زبان نه تنها ناکامی های تحصیلی را در پی داشته بلکه سالیانه میلیاردها ریال هزینه روی دست تصمیم گیران مسائل آموزشی باقی می گذارد .

اهمیت وضرورت تحقیق :

قسمتی از بیان مساله به اهمیت و ضرورت تحقیق مربوط می شود و در واقع زیانها و عواقب ناگواری که مشکل بر جای می گذارد در توضیح اهمیت وضرورت تحقیق آورده می شود ارزش وثمر بخش بود کار محقق وحیاتی ومهم بودن در تشریح ضرورت تحقیق منعکس می شود و محقق با پردازش ماهرانه ضرورت واهمیت تحقیق می تواند حس همکاری و تشریک مساعی دیگران برای پیشبرد مقاصد خود و رفع مشکل جلب نماید . به نمونه 2 مربوط به درس زبان توجه کنید .

« با توجه به این که ضعف دانش آموزان این کلاس در درس زبان موجب اتلاف وقت و عقب ماندگی آن ها نسبت به دانش آموزان دیگر می شد . و به اعتماد به نفس آنها لطمه وارد می کرد . و از طرفی چون علائم موفقیت یک معلم ، عملکرد کلاس ، در درسی است که او تدریس می کند خود به خود اهمیت و ضرورت تحقیق برای من بارزتر می شد .

شواهد 1 :

در شواهد 1، اطلاعات ومعلوماتی را که برای تبیین مساله حاصل شده است ، به کمک اسناد ومدارک (ارقام ، اعداد ، جداول ، نمودار ، ) ملموس تر ، گویاتر، عینی تر ، تجربی تر و سنجش پذیر تر می شود .

اگر در بیان مساله ، بی رغبتی دانش آموزان نسبت به موضوع درسی شرح داده شد ، در شواهد 1 این بی رغبتی با ثبت اعداد ، ارقام و نمودار باید نشان داده شود و اظهار نظرات آن ها در رابطه با این بی رغبتی شان لازم است  به صورت مکتوب در آید . در شواهد 1 معلومات به دست آمده هر چه دقیق تر ، مستدل تر و مستندتر تشریح وتنظیم بشود . در مقایسه آن با شواهد 2 ( که مربوط به وضعیت مطلوب است ) ، تغییرات واصلاحات ایجاد شده قابل سنجش تر خواهد بود . در توصیف مساله نمونه2 ،اقدام پژوه ادعا کرده بود که دانش آموزان در درس زبان انگلیسی بسیار ضعیف هستند . او برای تهیه وتکمیل اسناد و شواهد خود از دانش آموزان امتحانی در خصوص درس زبان به عمل می آورد ونمرات آنان را ثبت می کند و برای این نمرات جدول فراوانی مربوط به توزیع نمرات آن ها را تنظیم می کند

 

20  -17           17-13           13- 9            9- 5             5- 

 نمرات دانش آموزان

3                       9                10                 5                3 

فراوانی

شواهد 1 اطلاعاتی  که 

باید دارای ویژگی های زیر باشند :

1- عینی ویا بر مبنای اعداد و ارقام قابل مقایسه باشد .

2- مبتنی بر قضاوت محقق نباشد . وقتی محقق ادعا می کند وضع درسی کلاس بد است ، در شواهد 1 باید نمره های کلاسی ارائه شود تا دیگران بتوانند به راحتی بر ضعف کلاس داوری کنند و حداقل منظور محقق را از ضعف بدانند .

3- برای اثبات وضع موجود گزارش ضعف کاری یک هفته ملاک نیست مثلاً در ارتباط با درس زبان ، نمره ها چند بار امتحان لازم است . و اظهارات یکی دو روزه حتی هفته ای در مورد بی رغبتی کسی نسبت به چیزی که نمی تواند ملاک درستی باشد .

4- فقط مساله را باید به اثبات برسانند نه جوانب آن را . در عنوان « بالا بودن توان درسی یک دانش آموز با حل مشکل گوشه گیری او » شواهد اگر منحصر به وضعیت رفتاری خود باشد کافی نیست . برای نشان دادن بی رغبتی دانش آموزان به یک درس ، گزارش نمره ها کافی نیست بلکه باید شواهد مبنی بر بی رغبتی آنان نسبت به درس ارائه شود . از قبیل نتایج تست ها یا سوالات رغبت سنج یا اظهارنظرهای دانش آموزان دیگر .

 گرد آوری اطلاعات و روش های آن :

 « گرد آوری اطلاعات مرحله ای از اقدام پژوهی است که در آن محقق ، به منظور پیدا کردن یک یا چند راه حل ، برای بهبود وضع موجود و تبدیل آن به وضع مطلوب کوشش کند .»

محقق در گرد آوری اطلاعات باید به نکات زیر توجه کند :

1- گرد آوری اطلاعات به منظور دستیابی به راه حل های مناسب انجام می پذیرد .

2- قبل از هر چیز ، علل وعواملی که موجب مساله شده است باید شناسایی شود .

3- برای گردآوری اطلاعات از چهار روش مصاحبه ، مشاهده و اسناد و مدارک می توان استفاده کرد .

4- منابع گرد آوری اطلاعات عبارتند از :

· خود یا افراد مورد مطالعه 

· نزدیکان فرد یا افراد مورد مطالعه 

· افراد متخصص در موضوع مورد نظر 

· کتاب ها ، نشریه ها ، مجله ها و روزنامه ها 

· طرح های پژوهشی

· اموری که با مساله در ارتباط هستند 

· رایانه و ...

5- محقق در هنگام گرد آوری اطلاعات ، لازم است تمامی فعالیت های خود را با زمان بندی یادداشت کند . ویژگیهای دقیق منابع را ثبت کند و هیچ عملی یا نکته ای را که با مساله ارتباط دارد ، کوچک تلقی نکند . 

6- کارهای دیگران را که در پیرامون یا مرتبط با این کار انجام داده اند حتماً محقق مطالعه کند .

 ارایه راه حل:

 پژوهشگر با استفاده از اطلاعات به دست آمده و تجزیه وتحلیل آن ها ابعاد وجوانب مشکل را به طور دقیق وشفاف شناسایی می کند . البته تشخیص مشکل وبه دست آوردن آگاهی بیشتر در مورد علل و عوامل آن ، حاصل مطالعه وضعیت موجود ، از طریق تکیه بر اطلاعات جمع آوری شده می باشد . وهدف پژوهشگر نیز در این مرحله پیدا کردن تغییر وضعیت موجود است . در ضمن تشخیص راه حل مناسب ، بهتر است به روش تصمیمات مشارکتی صورت بگیرد . زیرا نظر جمعی نسبت به نظر فردی از ارزش و وجاهت علمی و عملی بیشتری برخوردار است .بدون مشورت و نظر خواهی از دیگران ابداع راه حل مناسب به آسانی میسر نخواهد شد .

 انتخاب راه حل

 مرحله انتخاب راه حل به تفکر بیشتری نیاز دارد . پژوهشگر در انتخاب راه باید از نظرات سازنده افراد با تجربه بهره بجوید . وبا استفاده از اطلاعاتی که در اختیار دارد، در وهله اول لازم است چند راه را در نظر بگیرد وآنها را ارزیابی کند و نیز باید معایب ؛ محاسن و اثر بخشی این راه حل ها را به استناد شاخص ها و معیارهایی که در اختیار دارد با هم مقایسه کند و اگر تشخیص داد یکی از آن راه ها برای بهبود بخشی وضع موجود از همه کارسازتر است ، باید آن را به طور مستند دقیق ومستدل تشریح کند . و علت حذف راه حل های دیگر را نیز باید بیان کند .

توصیه جهت انتخاب راه حل بهتر

1- همیشه در نظر داشته باشید که راه حل مورد نظر به اطلاعات کافی استوار باشد .

2- هر چه اطلاعات جمع آوری شده درباره راه جدید بیشتر ومنطقی تر باشد ، امکان توفیقتان بیشتر خواهد بود .

3- در انتخاب راه حل شتاب به خرج بدهید .

4- همیشه متتظر اتفاق های پیش بینی نشده باشید .

5- پس از انتخاب راه حل جدید طرحی برای آن تدوین کنید وچگونگی اجرای راه جدید را به تصویر بکشید .

( برنامه ریزی ) . چه فعالیتهایی ؟ توسط چه کسی ؟ با چه وسایلی ؟ چگونه ؟ از جمله پرسشهایی است که در برنامه ریزی باید به آن پاسخ دهید .

6-راه جدیدتان حتماً باید در ارتباط با پرسش اساسی پژوهشتان باشد . یعنی این پرسش که « درباره این وضعیت چه کاری می توانم انجام دهم » ، راه شما در حقیقت پاسخ به این سوال اصلی است .»( قاسمی پویا ، 1382 ، صصص 61 ، 62 ، 63 )

مثال :

مساله تحقیق:« ضعف توان یادگیری مفاهیم و اصطلاحات … ارائه شده در درس زمین شناسی در یک کلاس درس»

عنوان تحقیق : « افزایش توان یادگیری مفاهیم و اصطلاحات …درس زمین شناسی در یک کلاس پایه سوم دبیرستان ، رشته تحصیلی تجربی »

 ارائه راه حل : . . . چهار راه حل ارائه شد ، اولی به علت هزینه زیاد قابل اجرا نبود دومین راه حل چون با فاصله زمانی یک ماه صورت می گرفت تصور می رفت که بازدهی چندانی نداشته باشد ، راه حل سوم به علت محدود بودن امکانات مدرسه میسر نبود . امّا راه حل چهارم نحوه مشارکت دانش آموزان را فراهم می کند و دانش آموزان را با انگیزه قوی به تلاش و تکاپو وا می دارد مناسب بود .

 اعتبار بخشی راه حل :

 « تائید صاحب نظران ، نخبگان ، متخصصین و افراد هم فن از مهم ترین و ارزشمندترین عامل اعتبار بخشی راه حل محسوب می شود . ونیز پژوهشگران ، همکاران ، فرادستان ، مراجعان ، جامعه علمی و عموم مردم از نظر عوامل صالح ارزیابی کننده راه حل هستند که پژوهشگر باید آنها را مورد لحاظ نماید .» (ساکی ، 1383 ، ص 195 )

اثرات اعتبار بخشی عبارتند از :

v موجب افزایش اعتماد به نفس پژوهشگر می شود .

v به کار محقق مقبولیت می بخشد .

v ضرر اجرای راه حل مورد ادعای محقق کاهش می یابد .

v جو مشارکت در بین همکاران تقویت می شود .

v از ابهامات کاسته می شود .

v اجرای راه حل :

در اجرای راه حل هر چه قدر برنامه ریزی و پیش بینی دقیق باشد ، باز هم نمی توان حوادث و رویدادهای غیر مترقبه را برآورد کرد . فقط در مرحله اجرا و حرکت است که کارها به زلالیت می رسد وبرای حوادث و مشکلات پیش بینی نشده راهکارهای مناسب به دست می آید . لذا لازم است پژوهنده برای اجرای طرح خود از روابط انسانی قوی برخوردار گردد تا بتواند از مدیریت فردی و جمعی دیگران بهره مند شود . بطور کلی برنامه ریزی برای هر راه حلی باید شامل فرآیند ذیل باشد .

1- توصیف  اقدام بهینه (در سطح فردی )

2- تشریح اقدام بهینه به صورت نوشتاری و توزیع آن میان افراد درگیر با اجرای طرح

3- تدوین فهرست هر کوشش و قدم های مربوط و چگونگی انجام آن . 

4- چگونگی به عمل آوردن قدم های مورد نظر ( ساکی ، 1383 ، ص 169 ) 

در توصیف اقدام بهینه ( اجرای راه حل جدید ) باید نکات زیر رعایت شود :

1- اقدام مورد نظر باید به صورت دقیق چنان توصیف شود که رویدادهای واقع شده در مدت اجرای طرح آشکار شود .

2- متشکل از داده های کمی وکیفی باشد .

3- باید بتوان داده را به نظم در آورد تا توصیف اقدام میسر شود .

4- مثال : استفاده از روش تسلط یاب برای بهبود یادگیری درس ریاضی سال اول راهنمایی 

نمونه ای از برنامه ریزی یک محقق برای همه مراحل اقدام پژوهی

1- مطالعه در مورد مساله

2- تدوین ونوشتن چگونگی تشخیص مساله

3- تدوین انگیزه و هدف 

4- نوشتن وضع موجود و ضرورت مساله 

5- به دست آوردن شواهد یک همراه با نوشتن آن 

6- گرد آوری اطلاعات برای حل مساله 

7- تدوین ونوشتن انتخاب راه حل

8- اعتبار بخشی راه حل 

9- اجرای راه حل 

10- نتیجه گیری 

11- نوشتن نتیجه گیری 

12- به دست آوردن شواهد 2 همراه با نوشتن

13- تدوین پیشنهادها

14- نوشتن و تدوین  پیوست و منابع 

15- بازنگری و پاک نویسی گزارش اقدام پژوهی 

توضیح اجمالی در مورد اجرای بهتر راه حل

انتظار می رود که با اجرای راه حل منتخب اقدام پژوه وضعیت موجود به وضعیت مطلوب تبدیل شود . اجرای راه حل برگزیده شده باید از زوایا ، جوانب و ابعاد گوناگون مورد بررسی قرار بگیرد ، تا کسانی که به نحوی از انحاء در اجرای آن  سهیم هستند  دید روشن و شفافی نسبت به آن به دست آورند . « برای این منظور ضرورت دارد در جلسه های توجیهی  ، اقدام بهینه به طور مشروح بیان شود و رئوس اقدام مورد نظر و چگونگی انجام آن نوشته شده و میان اعضاء توزیع شود . سپس طبق برنامه به اجرای اقدام پژوهی پرداخته شود . » (ساکی ، 1383 ، ص 58 )

 شیوه شناسایی راه حل در اقدام پژوهی

 کشف وشناسایی راه حل بهینه مستلزم اقدامات زیر است :

1- به راه حل هایی باید اندیشید که امکان عملی بودن آنها مقدور باشد .

2- تجزیه وتحلیل اطلاعات گردآوری شده و نتایج به دست آمده از مراحل مختلف تحقیق ، اساس شناسایی راه حل است .

3- آزمون فرضیه ها به روش علمی و آماری

4- نظر خواهی از همکاران و افراد مجرب که  به منبع مشکل نزدیک تر هستند .

5- پرهیز از شتاب زدگی 

6- راه حل در دل خود مشکل نهفته است . لذا با تبیین دقیق وضع موجود ٬ راه حل مناسب به تدریج مکشوف می شود .

7- توجه به اقدامات و ابداعات پژوهشگران دیگر 

8- مقایسه راه حل های ارائه شده به منظور انتخاب راه حل مناسب .

 نتیجه گیری :

 « نتیجه گیری مرحله ای از اقدام پژوهی  است که تغییرات مثبت و ابعاد مختلف وضع موجود را تشریح می کند . در این مرحله محقق  ثمره زحمات خود و همکارانش را ارائه می دهد . و احساسات خود ارزشی اطمینان آنان را افزایش  می دهد . تاثیر اجرای راه حل و تغییرات حاصل از آن در جریان نتیجه گیری تبیین می شود و این نشان دهنده این است که مشکل شناسایی شده تا چه میزان رفع گردیده است . نتیجه گیری در واقع مبنای پیشنهادات و سر آغاز تحقیقات دیگر بشمار می آید . بطور کلی در نتیجه گیری موارد زیر باید ملحوظ گردد .

1- توصیف دقیق وضع موجود ، با همه زوایا و ابعاد و جهات ، به گونه ای که خواننده گزارش یا شنونده آن کاملاً قانع شود که وضع موجود تغییر یافته وبه وضعیت بهتری تبدیل شده است .

2- در هنگام توصیف وضع مطلوب ، اشاره هایی هم در همان بعد به وضع موجود ( وضع نامطلق ) بشود تا گزارش هر جزء ملموس تر وعینی تر ارائه شود .

3- در همین خصوص ٬ به نتایج کار محققان دیگر هم اشاره شود و تا جایی که ممکن است به گزارش فعالیت ها هم با توجه به تغییراتی که ایجاد کرده  و نتایجی که به دست آورده اند پرداخته شود .

4- سعی شود با عنایت به بخش توصیف وضع موجود در مقابل هر وضعیتی که از آن گزارش شده است گزارشی هم از وضع مطلوب گزارش شود » (سیف الهی ٬ 1384 ٬ ص 117 ) 

مثال :

اگر در توصیف وضع موجود آمده بود : « دانش آموزان نسبت به درس ریاضی ٬ اظهار بی علاقگی می کردند . » در توصیف وضع مطلوب یا نتیجه گیری ٬ ذکر شود که « دانش آموزان نسبت به درس ریاضی اظهار علاقه مندی می کردند  .» با این جملات می توان تغییرات مطلوب تر و خیلی بیشتر به ترتیب بیان کرد :

· در کلاس فیزیک نشاط  و شادابی دیده می شود .

· کلاس فیزیک به یک کلاس شاداب تبدیل شده است .

· در کلاس فیزیک نشاط و شادابی غیر قابل توصیف است .

5- سعی شود در ساخت ترکیب جملات از اغراق دور شود . همچنین تلاش شود از جملاتی که وضع موجود را ضعیف تر از آن چه هست نشان می دهند خودداری شود . محقق آن قدر باید دقیق باشد که نقش جملات و کلمات را درست متناسب با شرایط موجود به کار برد » ( همان منبع ٬ ص 117 )

بدیهی است که این نکته ٬ در توصیف وضع موجود ( در بیان مساله ) هم باید مد نظر باشد . به عنوان نمونه کسی که وضع موجود در کلاس فیزیک را توصیف می کند ٬ یکی از جمله هایی که نوشته٬ ممکن است این جمله باشد :

v در کلاس فیزیک نشاط وشادابی دیده نمی شود .

v در کلاس فیزیک هیچ نشاط و شادابی  دیده نمی شود .

v در کلاس فیزیک نشاط و شادابی به ندرت دیده می شد .

v در کلاس فیزیک هیچ نشاط و شادابی دیده نمی شد .

توصیه می شود وضع مطلوب با جملات زیر آغاز شود :

v دانش آموزان از نظر روحی و جسمی خسته نمی شوند . روح پرسشگری و بحث به کلاس حاکم بود و ...

v دانش آموزان سال سوم رشته ریاضی یک کلاس به علت نداشتن اعتماد به نفس در بخش هایی از کتاب حسابان به خصوص در حل تمرینات ضعیف بودند .

v اعتماد به نفس دانش آموزان بالا رفته بود و با آرامش در کلاس حضور پیدا می کردند . و با علاقه به استقبال حل تمرینات کتاب حسابان می رفتند . 

شواهد 2 :

پژوهشگر برای این که ثابت کند نتیجه تحقیق ٬ تغیییرات مثبتی را در پی داشته و در رفع مشکل موثر واقع شده ٬ نیاز به ارائه شواهد و توضیحات دقیق دارد . این شواهد باید مبتنی بر اعداد و ارقام و مدارک قابل سنجش باشد . شواهد 2 باید مورد تائید افراد نخبه و متخصص قرار بگیرد  و با دلیل و مدرک همراه باشد . برای نمونه ممکن است که پژوهشگر مدعی شود که با اجرای راه حل جدید اعتماد به نفس دانش آموزان الف را (20% ) بالا برده ٬ این ادعا در صورتی قابل قبول است که با مدرک موثق نمرات حاصل از اجرای تست مخصوص اعتماد به نفس پیش از اجرای راه حل جدید ٬ با نمرات پس از آن مقایسه شود تا نتیجه مورد ادعای او (20% افزایش ) ثابت گردد . گزارش شواهد 2 با فعل های زمان گذشته ی ساده باید نوشته شود .

« گزارش شواهد 2 بهتر است به گونه ای تنظیم شود که اطلاعات آن قابل تطبیق با شواهد 1 باشد به عبارت دیگر اطلاعاتی در شواهد 2 ارائه می شود بهتر است با اطلاعاتی که در شواهد 1 ارائه می شود سنخیت داشته باشد . ( سیف الهی ٬ 1381 ٬ ص 112 )

تجانس شواهد 1 و 2 :

1- با توجه به اینکه شواهد 1 وضع موجود را توصیف می کند و شواهد2 وضعیت مطلوب را تشریح می کند٬

لذا فرآیند اقدام پژوهی لازم و ملزوم یکدیگرند .

2- اطلاعات شواهد 1 باید با اطلاعات شواهد 2 قابل مقایسه باشد .

3- ابزار گرد آوری اطلاعات در شواهد 1 با ابزار گردآوری اطلاعات در شواهد 2 باید سنخیت داشته باشد .

4- شواهد 2 در توصیف و تبیین وضع مطلوب باید متناظر با شواهد 1 در وصف وضع موجود باشد .

 چند توصیه برای شواهد 2

V در این مرحله می توانید برای داده های به دست آمده پوشه ای جداگانه با طبقه بندی خاص فراهم سازید .

V بیشتر بر داده هایی باید تکیه داشته باشید که به روشنی  نشانگر ایجاد تغییر مطلوب در وضع موجود باشد .

V در این قسمت نیز تاکید می شود هر چه داده های شما منطقی تر و جامع تر باشد بهتر می توانید ادعایتان را ثابت کنید . ( قاسمی پویا ٬ 1382 ٬ ص 77 ) 

 

پیشنهادها :

 

پژوهشگر در این مرحله مشخص می کند که چه کسانی می توانند از نتایج تحقیق او استفاده کنند . جنبه های کاربردی تحقیق و این که نتایج در کجا و در چه مواردی باید به کار گرفته شود ٬ با دادن پیشنهادها معین می شود.

در این مرحله لزوم استمرار کار تحقیق و علت ارزشمند بودن نتایج آن چه در جریان تحقیق پیش آمده و کارهایی که دیگران در جهت تکمیل کار تحقیق باید انجام دهند آشکار می شود . مسلماً یک محقق نمی تواند خاتم المتفکرین باشد و راه او راه نهایی و خالی از ایراد نخواهد بود . در مرحله پیشنهادی پژوهشگر نکات قوت و ضعف کار خود را بیان می کند تا در آینده افراد دیگر و یا خود او بتواند آن را دنبال کنند .

اقدام پژوه با توجه به تجربه گران بها و دانش ارزنده ای که به دست آورده پیام و پیشنهادش ٬ با نور خرد همراه است و می تواند چراغ هدایت سایرین باشد . در ضمن پیشنهادات باید به اهداف تحقیق و موضوع تحقیق مربوط باشد . به طور کلی در این مرحله محقق مدعی است که گوشه ای از حقیقت را کشف کرده و بر دانش انسان افزوده است .

ویژگی های گزارش یک تحقیق

1- گزارش باید به لحاظ ترتیب و توالی مطالب و موضوعات جالب و جذاب باشد .

2- گزارش تحقیق نباید به رنگ غرض ٬ تعصب و به یک سو نگری آلوده شود .

3- گزارش باید  به   نثر سلیس ٬ روان نوشته شود .

4- در گزارش تحقیق از به کار بردن واژه های دو پهلو ٬ مبهم و اغراق آمیز باید اجتناب کرد . 

5- مراحل تدوین گزارش تحقیق 

الف ) مطالب مقدماتی ( صفحه ٬ عنوان ٬ چکیده و تشکر و قدر دانی )

ب ) محتوای مطالب یا متن گزارش

ج ) پیوست ها

د ) منابع

 

 

 

 

نمونه اي از اقدام پژوهي
 
لالی ناشی از ترس و خجالت
مقدمّه :
اختلال در تکلم ٬ انواع گوناگون دارد عامل نوعی از این اختلال عضوی می باشد که در این جا مورد بحث ما نیست . نوع شایع آن لکنت زبان است .گاهی اوقات فرد٬ قادر به تکلم نیست که آن را «لالی عاطفی » می نامند . لالی انتخابی یا گنگی اختیاری ٬ ناتوانی انتخابی در سخن گفتن را گویند .گاهی اولیای مدارس یا والدین از دانش آموزان به دلیل اینکه در مدرسه یا در مقابل افراد خاص ٬ صحبت نمی کنند ٬ شاکی هستند . در واقع این گروه از دانش آموزان ٬ قدرت تکلم داشته و مشکل بیان دارند . ولی در یک مکان خاص از صحبت کردن امتناع می ورزند . و این موقعیت اغلب مدارس است . این دانش آموزان ٬ ممکن است در مکانهایی که صحبت می کنید از نظر روانی هیچ گونه مشکلی نداشته باشند ٬ ولی بسیار دیده شده است که اختلالات رفتاری دیگری نظیر پرخاشگری ٬ لجبازی و یا حالات وسواسگرانه از خود نشان می دهند . بسیار کم رو و خجالتی به نظر می رسند . ولی اگر خوب دقت کنیم ٬ خواهیم دید که همین بچه های به ظاهر کم رو و گوشه گیر خیلی سریع تر با بچه های دیگر ارتباط کلامی برقرار می کنند .
در حالی که کودکان ٬ با لالی انتخابی در مکان مورد نظر خود برای امتناع از تکلم حتی با یک نفر هم ارتباط کلامی برقرار نمی کند . ارتباطهای غیر کلامی آنها با هم کلاسیهای عادی است . در بازیهای دسته جمعی شرکت می کنند . باهوش و مستعد هستند و در انجام تکالیف ٬ منظم و مرتب می باشند .
عوامل روانی در بروز این مشکل نقش عمده ای دارد . در این تحقیق ٬ نمونه مورد نظر ما مشکل خجالت وکم رویی و ترس از معلم را تواماً داراست . چنین به نظر می رسد که این عوامل ٬ بیشترین اثر را در بروز لالی وی داشته باشد .
توصیف وضعیت موجود و تشخیص علل مسئله
روز بازگشایی مدرسه ٬ وقتی مدیر مدرسه ٬ لیست دانش آموزان یکی از کلاسهای دوم راهنمایی را به من داد ٬ وارد کلاس شدم و بعد از سلام و احوالپرسی و معرفی خود و رشته تدریسم ٬ نوبت به معرفی و آشنایی بچه ها رسید . بچه ها یکی یکی خود را معرفی کردند ؛ به نیمکت سوم که رسید ٬ یکی از بچه ها همین که دهان باز کرد  و نامش را با لکنت گفت : م . م . م . (مریم ) هیاهویی در کلاس بر پا شد « خانم این حرف نمی زنه » خانم پارسال هم همینطور بود . « خانم لال نیست » و بالاخره بچه ها با سر و صدای زیادی او را معرفی کردند . مریم سکوت کرده بود . از ظاهر قضیه معلوم بود که می خواهد حرف بزند ؛ ولی چیزی مانع صحبت کردنش می شود هفته اول گذشت و هر هفته 6 ساعت در آن کلاس تدریس داشتم . در تمام ساعات تدریسم مریم سکوت اختیار می کرد و چیزی نمی گفت به دنبال علت مسئله بر آمدم . با مطالعه منابع و صحبت والدین دلایل این مشکل را چنین یافتم :
- افراط و زیاده روی در محبت مانع رشد و تکامل فرد می گردد . بچه هایی که در محیط  خانواده تمام خواسته های آنها بدون چون و چرا انجام می گیرد در محیط اجتماع انتظار دارند تمام آرزوهای آنان به فوریت بر آورده شود . در صورت عدم توفیق و روبرو شدن با شکست ٬ تصور می کنند که همه علیه آنان قیام نموده و عداوت دارند در نتیجه ترسو و حتی خود خواه می شوند .
- با توجه به شواهد و مدارک به دست آمده ٬ می توان گفت ٬ مریم از نظر خانوادگی هیچ مشکلی نداشته و احساس ناتوانی و عدم سازش و مشکل عاطفی هم در وی مشاهده نگردیده ٬ اما آنچه را که می توان بیان کرد ممکن است ضربۀ روحی وارده ناشی از تنبیهی باشد در مکانی خاص . 
تنبیه خشن ترین و نامطلوب ترین ٬ روش تغییر رفتار است . البته تنبیه همیشه باعث کاهش رفتار نامطلوب نمی شود ٬ بلکه موقتاً آن را وا پس می زند . رفتار واپس زده  برای همیشه در خزانۀ رفتاری فرد باقی می ماند . گاهی اتفاق می افتد که فرد تنبیه شده برای احتراز تنبیه به رفتاری که تنبیه می شود نپردازد و رفتارهای دیگری را جانشین آن کند ؛ مانند دلیل تراشی ٬ خیال پردازی ٬ همانند سازی و هم سکوت مطلق  ویا لالی عاطفی . 
خجالت یکی از علل احساس حقارت است . احساس حقارت از ارزیابی نادرست خویش سرچشمه می گیرد واین احساس ٬ وقتی برای فرد پیش می آید که خود را پایین تر از حد مطلوب ببیند وفکر کند که به آن چه خود را شایسته آن می داند ٬ نرسیده است . خانواده ٬ نقش مهمی در ایجاد این احساس دارد و برخورد معلمین و هم سالان در محیط رقابت آمیز مدرسه ٬ مقایسه دانش آموزان با یکدیگر ٬ احساس حقارت را سبب می شود .
گرد آوری اطلاعات شواهد1
هنگامی که به طور قطع و یقین مشکل را احساس کردم پرسش و پاسخهایی در کلاس با هم کلاسیهایش انجام دادم.
مطمئن شدم که مریم از نظر عضوی و تکلم هیچ مشکلی ندارد . دوستانش اقرار کردند که وی در زنگ تفریح با آنها صحبت می کند . قبل از هر چیز از دور نظاره گر رفتار او شدم از پشت پنجره دفتر مدرسه او را مورد مشاهده قرار دادم ؛ متوجه تحرک و نشاط او در صحبت کردن با دوستانش شدم . تاکنون حدود دو ماه از سال تحصیلی می گذرد و مریم دروس شفاهی را با خطی زیبا روی تخته می نویسد چندین بار با خانواده او تماس گرفتم . در رابطه با این مشکل با مادر وی صحبت کردم . برای برقراری روابط عاطفی بیشتر با او رابطه خانوادگی برقرار کردم . برقراری رابطه عاطفی ٬ توانست روحیۀ پر نشاط  وی را حفظ کند ؛ ولی باز هم او در حضور معلم و اولیای مدرسه صحبت نمی کرد .
تجزیه و تحلیل داده ها
پس از مطالعه رفتار مریم و بحثهایی که انجام شد اطلاعات حاصله مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . کلیۀ داده های مکتسب یادداشت شده ٬ همگی بیانگر این مساله بود که مریم از نظر فیزیکی هیچ مشکلی برای صحبت کردن ندارد . علل صحبت نکردن وی تا اندازه ای مشخص و فهرست وار نوشته شده که به طور خلاصه این گونه بود .
- علت ترس ٬ تحقیر و تنبیه توسط معلم یا معلمین سالهای قبل ؛
- اظهار حساسیت بیش از حد مریم توسط خانواده ؛
- تنبیه به دلیل پرحرفی و شیطنت بچه گانه مریم ؛  
- تداوم سکوت به علت کم رویی و مقابله با نگاههای سئوال انگیز دوستان و اطرافیان . 
اجرای طرح جدید و نظارت بر آن  
بعد از تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از وضعیت مریم برای معالجه او « تشویق » را بر گزیدم . چون به نظر من روحیه لطیف او با تشویق دگرگون می شد . هنگامی که با خط زیبا بر تخته کلاس می نوشت و تمرینها را انجام می داد با تشویق کلاسی ٬ او را ترغیب به صحبت کردن می نمودم .گاهی جوایز به او داده می شد . در سئوالی که به صورت شفاهی از او می شد ٬ چون کتبی پاسخ را می نوشت ٬ نصف نمره به او تعلق می گرفت . اگر چه این موضوع او را می آزرد ولی ترجیح می داد که کلیه سئوالها را کتبی پاسخ دهد .
با سپردن مسئولیت  به او نتیجه ای حاصل نشد چرا که وی در جایی که نیاز به صحبت کردن بود  درگوشی با بقیه صحبت می کرد .
و بیشتر اوقات از پذیرفتن مسئولیت سرباز می زد . ارتباط را با خانواده اش نزدیک تر کرده ٬ گاهی اوقات با مادر مریم هماهنگی می کردم و در ساعت مقرر به خانه آنها می رفتم . ولی او فقط با سر جواب سلام مرا می داد . کلیه راههای مورد نظر آزمایش شد علاقه مندی مریم با من بیشتر می شد ؛ ولی باز هم صحبت نمی کرد . با مشورت و کسب تکلیف از مدیر آموزشگاه و راهنمای مشاور آموزشگاه نتیجه گرفتم که باید مدرسه مریم عوض شود در جایی که به دور از چشم همکلاسیها و معلمین باشد .
پیشنهاد اولیای مدرسه این بود که ممکن است این جدا شدن از مدرسه و دوستان ضربه روحی بیشتری به او وارد کند و در نتیجه این کار به مهر آینده موکول شد در طول تعطیلات تابستان کم کم من ارتباط را با مریم قطع کردم با این کار می خواستم خاطره کلاس و صحبت نکردن را از ذهن او پاک کنم پرونده مریم برای ثبت نام به مدرسه جدید انتقال یافت مدرسه ای که برای ادامه تحصیل او در نظر گرفته شد از هر نظر مورد اطمینان بود . قبل از هر چیز با مدیر مدرسه جدید در رابطه با مشکل دانش آموز صحبت شده بود . خوشبختانه مدیر مدرسه جدید در این مورد با ما همکاری لازم را داشت .
گرد آوری اطلاعات ( شواهد 2 ) – ارزیابی نتایج
مدرسۀ مریم در مکانی دور از مدرسه قبلی دور از محل زندگیش و دارای کادر اداری و آموزشی مجربی بود و چون یکی از دلایل صحبت نکردن مریم در محل کلاس کم رویی و آگاهی دوستانش از علت مشکل بود ٬ اسامی دانش آموزان مدرسه جدید را مورد بررسی قرار دادیم تا هیچ یک از دوستان سالهای قبل او در آن کلاس نباشند . چه ممکن بود دوباره از صحبت کردن امتناع کند . بالاخره روز بازگشایی مدارس رسید با توجه به اظهارات یکی از معلمین (جدید ) مریم در اولین لحظات ورود به کلاس با چهره ای مضطرب کلاس و کلیه دانش آموزان را وارسی می کرد . شاید به دنبال آشنایی می گشت تا دوباره مشکلش از سر گرفته شود . معلم وی ابراز می کرد ٬ تمامی رفتار او را زیر نظر داشتم با لبخندی مهر آمیز سعی در برطرف کردن نگرانی او داشتم و بدین طریق توانستم به او اطمینان خاطر بدهم . هنگام معرفی خود با صدایی بلند ولی لرزان شروع به صحبت کرد . از شادی در پوست خود نمی گنجیدم . این اولین گام برای پیشرفت بود .روزها به این ترتیب می گذشت و هر روز من با رضایت بیشتری به دنبال ماجرا بودم . بنا به اظهارات معاون مدرسه و یکی از معلمین مریم در زنگ تفریح و کلاس از روحیه ای پر نشاط برخوردار بوده است .
نتیجه گیری
پس از ارزشیابی این طرح و اطلاعات به دست آمده به این نتیجه رسیدم که طرحی موفق بوده و این موفقیت را به دلایل زیر می دانم :
- پس از گذشت دو سال تحصیلی که مریم در کلاس سکوت اختیار کرده بود توانست به راحتی در کلاس و مدرسه جدید صحبت کند .
- مسئولیت پذیری وی در کلاس زیاد شد .
- ترس وخجالت او از معلم و همکلاسان از بین رفت . 
- اعتماد به نفس فوق العاده ای در وجودش به چشم می خورد . 
- پیشرفت تحصیلی وی بیش از  پیش شد . 
- بسیار خوشحالم که توانسته ام گامی موثر در جهت آموزش و پرورش نوجوانان مرز و بوم بردارم .  
منابع
v ساکی ٬ رضا ٬ اقدام پژوهی ( برای بهبود آموزش وتدریس ) ٬ چاپ اوّل ٬ تهران ٬ پژوهشکده تعلیم و تربیت ٬ 1383 .
v سیف الهی ٬ وجه الله ٬ اقدام پژوهی در آموزش و پرورش ٬ انتشارات گیلان ٬ 1384 . 
v قلسمی پویا ٬ اقبال ٬ پژوهش در عمل ٬ چاپ افست ٬ تهران ٬ پژوهشکده تعلیم وتربیت ٬ 1382 . 
v گویا ٬ زهرا ٬ تحقیق عملی و کاربرد آن در آموزش ٬ تهران ٬ پژوهشکده تعلیم وتربیت ٬ 1383. 
v سیطاهر ٬ علی ٬ کاربرد پژوهش در آموزش وپرورش ٬ تهران ٬ شرکت فرهنگی هنری نقطه سایه ٬ 1382 .  
v احمدی ٬ احمد ٬ راون شناسی نوجوانان و جوانان ٬ تهران 1374 . 
v سیف ٬ علی اکبر ٬ روان شناسی پژوهشی ٬ آگاه ٬ 1375 
v طاوسی ٬ عزت ٬ برگزیده مقالات راهنمایی – مشاوره ای معلمان ٬ انتشارات وزارت اموزش وپرورش ٬ 1384 .  
 
 
نمونه اقدام پژوهی
بررسی علل ضعف تعدادی از دانش آموزان پایه اول ابتدایی در درس ریاضی --زهرا عرب خلیلی----
توصیف وضعیت موجود :
تجربه ی طولانی تدریس من و سایرهمکاران در مقطع ابتدایی نشانگر آن است که هر ساله تعدادی از دانش آموزان نه تنها به اهداف کلی درس ریاضی دست نمی یابند بلکه در یادگیری بیشتر مباحث درس ریاضی نیز با مشکل روبرو هستند .کلاس 31 نفره دبستان شاهد دختران گنبد که من در آن مشغول به تدریس می باشم نیز ازاین قاعده مستثنی نبوده ودانش آموزان این کلاس نیزدر یادگیری مفاهیم ریاضی مشکل دارند.به گفته ی مدیر مدرسه که دارای سابقه مدیریت ومعاونت 10 ساله دراین آموزشگاه می باشددیگر دانش آموزان سال های گذشته و دوره های بالاترکه عمدتا“ از بستگان همین دانش آموزان بوده اند نیز از نظر یادگیری ریاضی دچار مشکل بوده و هستند . به همین جهت تصمیم گرفتم در صورت امکان راه حلی برای رفع مشکل بیابم .
گردآوری اطلاعات (شواهد 1) :
مساله عدم علاقه مندی دانش آموزان به درس ریاضی را با جمعی از همکاران با سابقه در میان گذاشته و با هم به بحث و گفتگو پرداختیم .همه ی همکاران با علاقه ی بسیار در بحث شرکت کردند و نظرات مفیدی ارایه نمودند. با یکی از اساتید صاحب نظر شهرمان نیز موضوع را در میان گذاشتم ایشان مشتاقانه مطالب نوشته شده را مطالعه و نظر خود را بیان نمودند .با مراجعه به کتاب ها و نشریات گوناگون هم به مطالب جالب و قابل توجه در این زمینه دست یافتم پس از گفتگو های بسیار در زمینه ی علل ضعف و مشکلات یادگیری تعدادی از دانش آموزان در درس ریاضی مطالب جمع آوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت مشکلاتی که در این باره وجود داشت ،نظیر روش تدریس معلم ،تفاوت های فردی دانش آموزان ،مسائل کمک آموزشی ،محیط فیزیکی کلاس و ... فهرست گردید .
خلاصه یافته های اولیه :
- معلمین ما معمولا در کلاس درس متکلم وحده هستند و درس ریاضی که مخصوصا در پایه اول باید با روش های گوناگون تشریحی،تشبیهی،استفاده از مثال ،تجربه و مشاهده های عینی ،استفاده از مدل و کاوشگری و…) تدریس شود به روش زبانی و قاعده گویی محدود شده است .
-معلم آن طور که باید آموزش لازم را ندیده به طور مثال با اصول یادگیری آشنا نیست که بتواند از آن در امر تدریس بهره گیرد .
-وسایل کمک آموزشی که نقش مهمی در ارائه مفهوم ریاضی دارند به حد کافی در اختیار معلم و دانش آموز نیست .
-تراکم بیش از حد جمعیت در کلاس
-عدم ارتباط ریاضی در پایه های مختلف
-نقش خود دانش آموز در گیرایی مفاهیم از نظر رشد جسمی و هوش
نکاتی چند در باره آموزش ریاضی :
در حین مطالعه و جمع آوری اطلاعات در پی مطالبی بودم که مرا در امر تدریس و رفع مشکلات یادگیری کودکان راهنما باشد که به نظریه اسکینر در کتاب نظریه های یادگیری برخوردم او معتقد است یادگیری در صورتی به بهترین وجه انجام می گیردکه
الف ) اطلاعاتی که قرار است آموخته شوند در گام های کوچک ارائه گردد.
ب ) به یادگیرندگان درباره ی یادگیریشان بازخورد فوری داده شود. یعنی بلافاصله پس از یک تجربه یادگیری به آنان گفته شود که اطلاعات مورد نظر را درست یادگرفته اند یا از آن لحاظ اشکالاتی دارند.
ج) یادگیرندگان بتوانند با سرعت متناسب خود یاد بگیرند.
او با تجربه ی دست اول متوجه شد که این اصل در کلاس های درس به کار برده نمی شوند . او در رابطه با دیداری که از یکی از کلاس های درس دخترش در سال 1935 به عمل آورد چنین اظهار نظر کرد :«در 11 نوامبر من به عنوان پدری که از کلاس درس فرزندش دیدار می کند در صندلی آخر یک کلاس درس ریاضی نشسته بودم .ناگهان وضعیت کاملا مبهم به نظر رسید درآن جا بیست موجود فوق العاده با ارزش وجود داشتند معلم کلاس تقریبا بر خلاف تمامی آنچه که ما درباره یادگیری می دانیم عمل کرد .قابل ذکر است که معمول ترین روش یادگیری روش سخنرانی است و در این روش هر سه اصل بالا زیر پا گذاشته می شود .در زمان حال و در بعضی از مدارس فعلی ما نیز غالبا از کودکان مدارس ابتدایی خواسته می شود به جای یادگیری مفاهیم ریاضی از طریق بررسی ماهیت اعداد و نیز تفهیم مفاهیم به کمک معلم مجموعه های تازه ،لغات و اعمال ریاضی جدید را به ذهن بسپارند .در امر تدریس هر مفهوم درس ریاضی سیر تفکر دانش آموز را نیز باید مدنظر قرار داد که مراحل آن به شرح زیر می باشد:
آمادگی : در این مرحله از تدریس معلم می کوشد اولا“ رغبت دانش آموزان را نسبت به موضوع درس برانگیزد ،ثانیا هدف درس را روشن نماید ،ثالثا معلومات فبلی دانش آموزان را بررسی کرده و مطالب جدید را بر پایه معلومات قبلی او تدریس کند .
عرضه :معلم درس تازه را عرضه می کند و به اصطلاح موضوع جدید را با توجه به هدف هایی که پیش بینی کرده است به دانش آموزان تدریس می کند .
مقایسه : ارتباط بین معلومات قبلی و درس برقرار و مقایسه به عمل می آید و در این مقایسه است که به اصول کلی دست پیدا می کنند در تدریس ریاضیات معلم در این مرحله به قاعده دست پیدا می کند و تعاریف را به دست می آورد .
تعمیم : نتایج به دست آمده در مرحله سوم که در ریاضی قاعده گفته می شود در مواقع مقتضی و همانند ،تعمیم داده می شود .کاربرد و تطبیق: مانند حل مسائل ریاضی بعد از یادگرفتن قاعده روابط ریاضی. در این جا لازم است به این موضوع نیز توجه داشته باشیم که روش های شهودی و فعال ، از جمله روش های جدید تدریس ریاضیات ابتدایی هستند که در چند سال اخیر بر اثر تحولات به وجود آمده در علم و هم چنین پیشرفت های روان شناسی و تعلیم و تربیت به وجود آمده و در کشورهای پیشرفته جهان در زمینه تدریس ریاضیات مورد استفاده قرار گرفته اند. طرفداران روش شهودی عقیده دارند سهم عمده یادگیری به خصوص در مورد انسان از طریق بینش انجام می گیرد . در این روش وسایل کمک آموزشی نقش مهمی در تدریس پیدا می کنند و معلم مراحل درس را طوری تنظیم و ارایه می کند که دانش آموزان با مشاهده مراحل به هم پیوسته کار آموزش پی به حل مسئله می برند که منجر به یادگیری مفاهیم درس می شود .در روش فعال دانش آموزان با تلاش خود و با راهنمایی معلم به اهداف آموزشی نایل می گردند .
راه های پیشنهادی برای تدریس ریاضی :
دانش آموز باید در کسب معلومات ریاضی خویش سهیم باشد .تا بتواند از آن معلومات در مواقع لازم بهره برداری کند . معلم باید قبل از تدریس یک مفهوم جدید معلومات قبلی دانش آموز را محک زده و تدریس مطالب جدید را بر پایه معلومات قبلی او استوار نماید .قبل از تدریس هدف درس را برای دانش آموزان روشن نماید تا بچه ها با بینش و بصیرت به یادگیری مفاهیم ریاضی بپردازند با ایجاد انگیزه قوی رغبت دانش آموزان را نسبت به موضوع درس برانگیزد .یادگیری از آسان به مشکل صورت بگیرد .چون کودکان در این مقطع در مرحله ی رشد تفکر عملی هستند برای یادگیری یک مفهوم لازم است که از اشیا و وسایل عینی بیشتری استفاده کنند .در کلاس باید موقعیت های مختلف برای کودکان فراهم شود تا آن ها بتوانند اشیا را دستکاری کنند ،بازی قسمت اصلی کار است .
چگونگی اجرای راه های جدید :
به منظور اجرای دقیق راه حل های به دست آمده و رفع مشکل یادگیری این کودکان ابتدا سعی نمودم در امر یادگیری هر مفهوم مستقیما آنان را با موضوع یادگیری درگیر نمایم و متوجه شدم برای یادگیری بیشتر مفاهیم ریاضی ، این کودکان احتیاج به انجام یک سری فعالیت های ذهنی ساده تر در رابطه با آن مفهوم دارند، که این فعالیت ها بهتر است در کلاس های آمادگی ( قبل از دبستان ) به صورت عملی و به وسیله کودکان انجام شود .به طور مثال طرحی را در رابطه با آموزش مفاهیم تفریق- در سطح آمادگی در کلاس- برای این کودکان در نظر گرفتم که با انجام این فعالیت دانش آموزان ضعیف در حل مسائل تفریق با مفهوم کاهشی آن که در پایه اول کاربرد دارد مشکل جدی نداشته باشندچراکه مفاهیم دیگر آن به شکل ساده در اثر یادگیری دیگر مفاهیم تفریق است که در کلاس های بالاتر مورد استفاده قرار می گیرد .
گردآوری اطلاعات ( شواهد2 ) :
گرچه با طرح هایی که کم و بیش در کلاس درس به ابتکار خود یا با استفاده از نظرات ارائه شده توسط همکاران یا با بهره بردن از مطالعه کتاب های گوناگون اجرا نمودم پیشرفت قابل ملاحظه ای در روند یادگیری کودکان ضعیف ایجاد شداما همچنان لازم بود مقایسه ای بین دو گروه در قالب ارزشیابی از دانش آموزانی که به نظر من از ابتدا مشکل بودن مفاهیم ریاضی را درک می کردند و دانش آموزانی که ضعیف قلمداد می شدند و احتیاج به تمرین خاص داشتند انجام گیرد و در این مقایسه مشاهده نمودم که به نسبت زیادی موفق به افزایش درجه تمرکز حواس این دانش آموزان بر روی یک مطلب شده ام - موضوعی که اساس یادگیری در تمام دروس به خصوص در درس ریاضی می باشد . به طور نمونه در یک آزمون قبل از به کارگیری طرح ، میانگین نمرات دانش آموزان بدون مشکل 20 و میانگین نمرات دانش آموزان ضعیف 11 بود . و بعد از به کارگیری طرح میانگین نمرات این دانش آموزان به 17 ارتقا یافته بود .
نتایج :
- دانش آموزان به درس ریاضی علاقه مند شده و درزنگ ریاضی فعالیت چشمگیری ازخود نشان می دادند. .
- زمینه ای برای بحث و هم فکری بین همکاران به وجود آورد
- یادگیری عمیق تر و پایدارتر صورت می گرفت
- والدین از پیشرفت فرزندانشان ابراز رضایت می کردند
- میانگین نمرات ریاضی دانش اموزان در حد قابل ملاحظه افزایش یافت .
 
 
نتیجه گیری :
اگر پایه تدریس بر انتقال معلومات به دانش آموزان استوار نباشد و به یک نظام تحقیقی و فعال که کودکان محور اصلی انجام عمل ریاضی باشند توجه شود .اگر محتوای مطالب آموزش ریاضی را با فعالیت های ذهنی کودک منطبق سازند اگر کلاس درس ریاضی طوری اداره شود که دانش آموزان با تلاش خود و با راهنمایی معلم به اهداف آموزش نائل شوند یادگیری بهتر و آسان تر صورت می‌پذیرد.